تبليغاتX
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم/در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم
هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را/دور
سید علی خامنه ای میگردیم


گفتمان امام و انقلاب

با کنار هم قرار دادن مواضع آشکار و پنهان عناصر موثر در فتنه 88 و حامیان جریان موسوم به "انحرافی" به وجود برقراری ائتلافی ناهمگون در آستانه برگزاری نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی پی خواهیم برد.

1- با نزدیکتر شدن به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در فضای سیاسی کشور شاهد تحرکات تامل برانگیز مثلث زر و زور و تزویر هستیم. بررسی و تحلیل فعالیت های سازمان یافته پس مانده های فتنه 88 برای بازگشت به قدرت و ابراز علاقمندی آشکار و پنهان جریان موسوم به "انحرافی" برای جذب آراء تجدیدنظرطلبان موسوم به اصلاح طلب موضوعی است که هدف اصلی این نوشتار را شامل می شود.

با مرور بیانات رهبر فرزانه انقلاب درباره حوادث پس از انتخابات 88 و چگونگی شکل گیری ائتلاف برای فتنه، می توان با نگاهی روشن به تحلیل واقع نگرانه ای از رویدادهای امروز ایران اسلامی دست یافت.

متن کامل یادداشت در سایت باشگاه خبرنگاران جوان قابل مشاهده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

کاندیداهای مجلس نهم نیز باید بدانند عدم پذیرش رای ملت در انتخابات مایه مردود شدن و گاه سقوط سهمگین از آرمان های امام و شهدا را در پی خواهد داشت و در صورت ایستادگی در برابر اراده ملی سرنوشتی بهتر از فتنه گران سال های گذشته در انتظارشان نخواهد بود.

1-  حوادث مربوط به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در شرایطی به وقوع پیوست که انقلاب اسلامی سی سالگی خود را جشن می گرفت و در نگاهی به گذشته خود، ظهور و سقوط جریاناتی را می دید که نتوانستند به آرمانهای انقلابی خویش وفادار بمانند؛ عده ای تناقض اندیشه­هایشان را با حکومت اسلامی دریافتند و ترجیح دادند با خروج از حاکمیت در نقش اپوزیسیون به انتقاد دائمی از همه چیز و همه کس بپردازند اما برخی با پذیرش ساختارهای حکومتی و با تکیه بر قانونمداری و مردمسالاری دینی در فضای سیاسی کشور باقی ماندند.

ايجاد شبهه در سلامت انتخابات و اصرار بر ابطال انتخاباتي که در همان چارچوب برگزاري انتخابات در سالهاي پيش انجام گرفته بود و القاي اين شبهه که نظام به رأي مردم وقعي ننهاده و مسئولانه و قانونمند عمل نمي کند؛ در وهله اول خط بطلانی بر ادعای دروغین باور به مردمسالاری از سوی منادیان اندیشه لیبرال دموکراسی کشید و سپس، ولایتمداری عده ای را که پیش از این بر ضرورت تمکین از منویات ولی فقیه داد سخن می راندند، زیر سؤال برد.

در مواضع یکی از عناصر غلتیده در فتنه اسرائیلی – امریکایی سال 88 که مربوط به پیش از اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری می شود، آمده است:

« ... ما بايد بعد از اعلام نتايج انتخابات مردم به هر كسي راي داد از او دفاع و حمايت كنيم. ما نبايد به كساني كه درصدد ايجاد شبهه در انتخابات هستند ميدان بدهيم. من هم جزء كساني هستم كه سلامت انتخابات را قبول دارم و جلوي كساني كه در صدد ايجاد شبهه هستند را مي‌توانيم بگيريم.» (اظهارات مهدی کروبی - سايت رجا نيوز  - 22/03/1388)

و اما موضع وی پس از اعلام نتایج انتخابات : «... به جاي اتلاف وقت، انتخابات را باطل كنيد.» (مهدی کروبی- سايت حزب اعتماد ملي  - 01/04/1388 )                                     

جریان نفاق، که ماه ها قبل از انتخابات در حرکتی فتنه انگیزانه با تشکیل کمیته صیانت از آراء، عدم اعتماد به نهادهاي قانوني برگزار کننده انتخابات و تاييد غير مستقيم احتمال وقوع تقلب را تدارک دیده و در میتینگ های انتخاباتی خویش اذهان عمومی را در راستای ايجاد تشنج در جامعه آماده کرده بودند حال آنکه رهبری معظم انقلاب بارها نسبت به شیوع این شیوه غلط هشدار دادند و پس از آن نیز بر تداوم ادعای تقلب گسترده در انتخابات بدون ارائه مستندات محکمه­پسند و ایجاد التهابات خیابانی که حاصل آن، ظلم مسلم به نظام اسلامی و جرمی بزرگ بود، انتقاد کردند: «در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلي و فرعي کرد. مسئله اصلي چيست، يک سلسله مسائل فرعي هم پيرامون اوست. نه اينکه آن مسائل فرعي کم اهميت است، اما مسئله اصلي اهميتش بيشتر از آنهاست. مسئله اصلي در اين قضاياي اخير اصل انتخابات بود. زير سوال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمي بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشم­تان را مي بنديد؟ اين همه زحمت کشيده بشود، مردم بيايند، يک شرکت به اين عظمت، يک نصاب شکني، يک رکورد شکني در دنيا در مردم سالاري، در دموکراسي اي که اين قدر ادعايش را مي کنند انجام بگيرد، بعد يک عده مفت و مسلم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداي انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است، اين کار کوچکي است؟ اين جرم کمي است؟» (ششم آبان 1389 در جمع نخبگان دانشگاهی)

2- رهبر فرزانه انقلاب در بیانات شان در خطبه های نماز جمعه 14 بهمن ماه امسال در توصیه ای حکیمانه فرمودند: «کسانی که در این انتخابات رأی نمی‌آورند حتماً مراقب باشند که کلاهی که بر سر رای نیاوردگان انتخابات ۸۸ رفت بر سر آنها نرود».

این کلام پیر دلسوخته انقلاب امروز هشداری است برای کسانی که ظرفیت خود را برای وارد شدن به میدان سیاست بالا نبرده اند و در فراز و نشیب های تاریخی احتمال سقوط همیشگی شان می رود. بیان امروز ولی فقیه زمان فرصت مناسبی را پیش روی کسانی قرار می دهد تا به خوبی با خدای خود خلوت نمایند و در صورت عدم پیروزی در انتخابات پذیرای رای آحاد مردم باشند.

امروز مردم هوشیار ایران اسلامی به فراست، تفاوت میان اعتقاد راستین به اندیشه های حضرت روح الله و وانمود کردن بدان را می دانند و  پرسش های فراوانی از سران فتنه 88 پیرامون نفاق و تظاهرشان به همسویی با امام امت را مطالبه می کنند.

کاندیداهای مجلس نهم نیز باید بدانند عدم پذیرش رای ملت در انتخابات مایه مردود شدن و گاه سقوط سهمگین از آرمان های امام و شهدا را در پی خواهد داشت و در صورت ایستادگی در برابر اراده ملی سرنوشتی بهتر از فتنه گران سال های گذشته در انتظارشان نخواهد بود چرا که مردم ایران اسلامی در بزنگاه های تاریخی  اثبات نموده اند که بر سر آرمانهای انقلاب اسلامی با احدی پیمان اخوت نبسته اند و ملاکشان در همه حال به گفته پیر جماران «وضعیت حال افراد» می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

                 مهدی كروبی در مدار سقوط

تالیف: آرش پاک اندیش

ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

تاریخ انتشار: دی 1390

تعداد صفحات: 280

شابک: 978-964-419-548-8

نوبت چاپ: اول، پاییز 1390

قیمت: 45,000 ریال

شمارگان: 2500

معرفی کتاب:

... وقتی كار شمارش آراء تمام شد، تازه فهمیده بود كه چه رَكَبی از كرباسچی و ابطحی و عبدی و سروش خورده! آخر، بیچاره را آن‌چنان پخته بودند كه فكر می‌كرد با 40 میلیون رأی، رئیس‌جمهور خواهد شد! ماجرا از جایی شروع شد كه تئوریسین‌های كودتا دنبال كسانی می‌گشتند كه هم ساده‌لوح باشند، هم مغرور و هم عصبی‌مزاج و در این میانه شیخ مهدی، یك شاه‌مهره بود! او در آزمون‌های دشوار ساده‌لوحی همواره رتبه‌ی اول را كسب كرده بود! آزمون‌هایی كه آخرینش انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 بود. انتخاباتی كه شیخ مهدی تا نیمه‌های شب برنده آن بود، اما چون پلك‌های فرسوده و پیرش چند ساعتی روی‌هم‌رفت و خوابی عمیق وجودش را فراگرفت، همه‌چیز كُن‌فیكون شد و او شكست‌خورده نام گرفت و البته فحش‌هایش هم نصیب دولت اصلاحات (به‌عنوان مجری انتخابات) گشت!

داستان طنز و عبرت‌آموز زندگانی شیخ مهدی كروبی از آن قصه‌هایی است كه هركس قصد ورود به عالم سیاست داشته باشد، لازم است یك‌بار آن را بخواند. در واقع دانستن احوال ساده‌لوحانی چون شیخ حسینعلی منتظری و شیخ مهدی كروبی و... از آن‌رو ضروری است كه تصویر یك سقوط تمام‌عیار را پیشِ چشم طالبان حقیقت، عیان ساخته و صد البته نحوه‌ی برخورد قاطع یك نظام اسلامی با عناصر ساده‌لوح و بازیچه را گوشزد می‌نماید... و یاد حضرت روح‌الله به خیر كه آن روز قلم در دست گرفته بود تا از یكی از آن خوش‌سابقه‌های ساده‌لوحی كه مبدل به سركرده‌ی منافقین گشته بود، اعلام برائت نماید. این شد كه قلم را در خون دل فرو برد و بر جریده تاریخ نوشت:

«من با خدای خود عهد كردم كه از بدی افرادی كه مكلف به اغماض آن نیستم، هرگز چشم‌پوشی نكنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام كه رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم. من كار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه‌ی شرعی خود عمل كنم. من‌ بعد از خدا با مردمِ خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پُر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تأثیر دروغ‌های دیكته‌شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شوروشعف پخش می‌كنند نگردند. از خدا می‌خواهم كه به پدر پیر مردم عزیزم ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد».«تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام»؛ این جمله‌ای بود كه خمینی كبیر برای جنگی بی‌پایان با منافقینی كه همدستی با دشمنان اسلام را به حلاوت خدمت در حكومت اسلامی ترجیح دهند، به یادگار گذاشت و راه تبرّی­جستن از آنها را برای پیروانش زنده نگه داشت.

كتابی كه پیشِ روی خوانندگان گرامی است، بازخوانی مستندی است از سیر تطور مواضع شیخ مهدی كروبی؛ شخصیت طنزآلود و ساده‌لوحی كه قدرت‌طلبی و غرور، عاقبتش را در رأس عناصر كلیدی پروژه‌ی كودتای مخملی سازمان سیا در تابستان 1388 رقم زد.


برچسب‌ها: مهدی کروبی, سقوط, آرش پاک اندیش
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

 رونمایی از چهار عنوان کتاب با موضوع فتنه و جنگ نرم

در همایشی كه با حضور حجج الاسلام والمسلمین محسنی اژه ای (دادستان کل کشور) و روح الله حسینیان رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی برگزار شد، از كتب جدید موسسه فرهنگی هنری مركز اسناد با عناوین "مهدی كروبی در مدار سقوط" (تالیف آرش پاک اندیش) ، "شوالیه اناث" (تالیف سیدحسین علوی)، 'نقشه راه؛88قطعه از بیانات مقام معظم رهبری درباره نقش بصیرت در فتنه88' و 'تكیه گاه؛ رونمایی صورت گرفت.

لینک های مرتبط: باشگاه خبرنگاران جوان ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ایرنا ، فارس ، رجا ، سپاه صاحب الامر استان قزوین ، خبرگزاری دانشجو ، شبستان

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

از "نكبت خواندن حمايت امريكا" تا "تحت حمايت منافقين و اسرائيل قرار گرفتن و دفاع از فتنه‌گران ضد دين"

مرور برخي مواضع قبلي مهدي كروبي در مقايسه با رفتار وي پس از انتخابات رياست جمهوري 88 روايت يك انحطاط است كه بازخواني آن با توجه به در پيش بودن سالروز اين انتخابات با شكوه و فتنه پس از آن مي‌تواند مفيد باشد و نشان دهد كه فردي كه فرمان ولايت فقيه را براي همه مطاع و مشروعيت نظام را از آن مي‌دانست، چگونه به مهره غرب براي براندازي نظام تبديل شد.

متن کامل یادداشت را در رجانیوز بخوانید

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

علامه مصباح يزدي:
روي كار آمدن جريان انحرافي، انحراف اسلام و انقلاب را در پي خواهد داشت

* اگر نگراني ما در انتخابات و سایر مسائل، دين باشد مقدس است و در غير اين صورت گرفتار فكري شيطاني هستيم.

* انسان دائما بر سر دوراهي و چند راهي قرار مي‌گيرد، قبولي در فتنه، ترقي بيشتر و مردود شدن در آن، سقوط شديدتر را در پي خواهد داشت. 

* فتنه از مقوله امتحان و داراي مراتب مختلف است و روز به روز دشوار‌تر مي‌شود. به عنوان مثال، بعد از فتنه 88 كه فتنه بزرگي بود و ملت سرافراز از آن بيرون آمد بايد منتظر فتنه سخت‌تري در آينده باشيم.

* بين كساني كه در فتنه‌ها نمره قبولي مي‌گيرند نيز تفاوت و مراتبي وجود دارد كه در فرهنگ اسلامي، اين امتحانات بر پايه معرفت و ايمان توجيه مي‌شود و كساني كه در فتنه‌ها نمره بهتري ‌مي‌گيرند داراي معرفتي بالاتر و ايماني قوي‌تر هستند.

* نمي‌توان نمره قبولي در فتنه را به گونه‌اي در نظر گرفت كه فقط الگوي حد اعلي را قبول بدانيم، چرا که همگان در معرفت و ايمان در يك سطح نيستند، و از طرفي نمي‌توان قبولي را عنواني در نظر گرفت که مردودان پي‌درپي فتنه‌ها را نيز شامل شود، هرچند تحول در افراد امكان‌پذير است.

* نگراني كساني از اين فتنه (اشاره به جریان انحرافی اخیر) فقط به اين جهت است كه نتيجه به نفع رقيب سياسي تمام شود و پست آنها از دستشان برود كه اين انگيزه مقدس و ديني نيست و از نوع انگيزه‌هاي احزاب غربي است، اما اگر كساني از اين فتنه بدان جهت نگران باشند که اگر گروه انحرافي بر سركار آيند به دستاوردهاي انقلاب ضرر زده و موجب انحراف دين مي‌شوند - كه شواهد هم چنين مي‌نمايد- نگراني مقدسي است.

* حمايت هر چه بيشتر از ولي‌فقيه و مبارزه با افكار و گروه‌هاي انحرافي وظيفه هر مسلمان است و نبايد براي انجام اين وظيفه و اعتلاي ارزش‌هاي اسلامي از هيچ تلاشي دريغ كنيم.

* علامه مصباح یزدی با يادآوري برخي سخنان شخص خاص- (م)- مانند گذشتن تاريخ مصرف و دوران اسلام گرايي و تشبيه آن به اسب سواري نسبت به ماشين سواري،‌ علني كردن شعارهاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني و اين که مي‌شود با ارتباط معنوي، حقائق اسلام و خواسته امام زمان (عج) را درك كرد،‌ يادآور شد:‌ اين شخص حتي يك مورد بر عليه سران فتنه سخني نگفته است، در سخنراني‌ها حمايت و ارادت قابل توجهي به رهبري نظام نداشته كه همه اين حرف‌ها نشان‌دهنده فكر و هدف شوم اين تفكر انحرافي است.

منبع: پايگاه اطلاع رساني آثار علامه مصباح يزدی
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

۱- دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران در شرايطي به وقوع پيوست كه انقلاب اسلامي سي سالگي خود را جشن مي گرفت و در نگاهي به گذشته خود، ظهور و سقوط جرياناتي را مي ديد كه نتوانستند به آرمان هاي انقلابي خويش وفادار بمانند؛ عده اي تناقض انديشه هايشان را با حكومت اسلامي دريافتند و ترجيح دادند با خروج از حاكميت در نقش اپوزيسيون به انتقاد دائمي از همه چيز و همه كس بپردازند. اما برخي با پذيرش ساختارهاي حكومتي، وارد عرصه خدمت رساني در مناصب اجرايي كشور شدند و آغاز كار خويش را در فضاي گفتماني «امام و انقلاب» رقم زدند.
به عقيده بسياري از آگاهان سياسي، ورود انقلاب اسلامي به دهه چهارم، عصر پوست اندازي انقلاب محسوب مي شود، چه؛ سه سال قبل از آن جمعي به قدرت رسيده بودند كه با برافراشتن بيرق اصولگرايي، تحقق شعارهاي اول انقلاب را وجهه همت قرار دادند. دراين ميان، برخي كه هيجانات انقلابي شان فروكاسته بود و به تعبير «كرين برينتون» مولف كتاب «كالبدشكافي چهار انقلاب» در ساختار بوروكراتيك حاكميت هضم شده بودند در بيم آشكار شدن ماهيت سست انديشگي خويش به تقابلي همه جانبه با انقلابيوني برخاستند كه در عصر ضدانقلاب، بازگشت به آرمان هاي بنيادين و شكل دهنده انقلاب اسلامي را مطالبه مي كردند.
فقدان اعتقاد به مباني گفتمان امام و انقلاب در ميان تجديدنظر طلبان محملي فراهم كرده بود تا به واسطه درك زمان حيات اوليه انقلاب، از اين نمد پوستيني براي خود بدوزند، اما دلباختگان خط امام و رهبري بيش از هر جريان ديگري، در مسير احياي انديشه هاي اصيل انقلابي مي كوشيدند و اين، براي عافيت طلبان عمل گريز، سخت گران بود.
انتخابات رياست جمهوري دهم صرفنظر از آشكار ساختن اعتقاد و باور مردم به جمهوري اسلامي، بستر تميز و تشخيص حركت راستين در مسير آرمان هاي امام و انقلاب را پيشروي ملت نهاد.
با وجود اينكه پيروزي گفتمان عدالت در سوم تير 84 و سلوك رفتاري پرچمدار اين جريان، به گواه بسياري از ناظران سياسي يادآور رويكردهاي كلي بنيانگذار انقلاب اسلامي بود و فصل نويني از احياي ايدئولوژي سياسي- اجتماعي امام خميني(ره) را در سپهر سياست ايران گشود اما اتصال به اين منبع پرخير و بركت دگربار، در مهم ترين رويداد اواخر دهه 80 شمسي مورد توجه قرار گرفت.
دراين ميان؛ يكي خود را نخست وزير دوران امام(ره) معرفي كرد و ديگري نمايندگي ولي فقيه در برخي نهادهاي حكومتي و رياست قوه قانونگذاري كشور در حيات امام(ره) را به رخ مي كشيد غافل از اينكه پير جماران متذكر شده بود: «ملاك حال فعلي افراد است».
ايجاد شبهه در سلامت انتخابات و اصرار بر ابطال انتخاباتي كه در همان چارچوب برگزاري انتخابات در سال هاي پيش انجام گرفته بود و القاي اين شبهه كه نظام به رأي مردم وقعي ننهاده و مسئولانه و قانونمند عمل نمي كند؛ در وهله اول خط بطلاني بر ادعاي دروغين باور به مردمسالاري از سوي مناديان انديشه ليبرال دموكراسي كشيد و سپس، ولايتمداري عده اي را كه پيش از اين بر ضرورت تمكين از منويات ولي فقيه داد سخن مي راندند، زير سؤال برد.
اين همه در شرايطي به وقوع پيوست كه جريان نفاق، ماه ها قبل از انتخابات در حركتي فتنه انگيزانه با تشكيل كميته صيانت از آراء، عدم اعتماد به نهادهاي قانوني برگزار كننده انتخابات و تاييد غيرمستقيم احتمال وقوع تقلب را تدارك ديده و در ميتينگ هاي انتخاباتي خويش اذهان عمومي را در راستاي ايجاد تشنج در جامعه آماده كرده بودند حال آنكه رهبري معظم انقلاب بارها نسبت به شيوع اين شيوه غلط هشدار دادند و پس از آن نيز بر تداوم ادعاي تقلب گسترده در انتخابات بدون ارائه مستندات محكمه پسند و ايجاد التهابات خياباني كه حاصل آن، ظلم مسلم به نظام اسلامي و جرمي بزرگ بود، انتقاد كردند: «در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلي و فرعي كرد. مسئله اصلي چيست، يك سلسله مسائل فرعي هم پيرامون اوست. نه اينكه آن مسائل فرعي كم اهميت است، اما مسئله اصلي اهميتش بيشتر از آنهاست. مسئله اصلي دراين قضاياي اخير اصل انتخابات بود. زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگ ترين جرمي بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را مي بنديد؟اين همه زحمت كشيده بشود، مردم بيايند، يك شركت به اين عظمت، يك نصاب شكني، يك ركوردشكني در دنيا در مردم سالاري، در دموكراسي اي كه اين قدر ادعايش را مي كنند انجام بگيرد، بعد يك عده مفت و مسلم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداي انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است، اين كار كوچكي است؟ اين جرم كمي است؟» 1
ايشان پيش از اين نيز، در سخنراني خود در جمع زائران حرم رضوي بر صحت انتخابا ت هاي برگزار شده طي سي سال گذشته و نيز دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري تاكيد كردند و فرمودند: «كساني كه براي انتخابات خود را نامزد مي كنند، بدانند كه انتخابات يك وسيله اي است براي بالا بردن توان كشور، براي آبرومند كردن ملت؛ انتخابات فقط ابزاري براي قدرت طلبي نيست... انتخابات به فضل الهي و به حول و قوه الهي انتخابات سالمي است. من مي بينم بعضي ها در انتخاباتي كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كرده اند به خدشه كردن. اين چه منطقي است؟ اين چه فكري است؟ اين چه انصافي است؟ اين همه انتخابات در طول اين سي سال انجام گرفته است- در حدود سي انتخابات- مسئولان وقت در هر دوره اي رسماً متعهد شده اند و صحت انتخابات را تضمين كرده اند و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بي خود خدشه مي كنند، مردم را متزلزل مي كنند، ترديد ايجاد مي كنند؟ كه البته در ذهن مردم عزيز ما با اين حرف ها ترديد ايجاد نخواهد شد.»2
در حقيقت، پديده نفاق جديد در شرايطي بروز كردكه هيچ كدام از عناصر شاخص اين جريان در حلقه هاي مختلف از مواضع انحرافي خود عدول نكرده و در مواضع قبلي پابرجا بودند اما براي جلب اعتماد عمومي با توجه به گفتمان حاكم بر فضاي سياسي كشور، شعار دفاع از امام و ارزش هاي انقلاب را سر دادند ولي از آنجا كه اين جريان همه سرمايه هاي مادي و آبروي سياسي خود را براي پيروزي به صحنه آورده بود هر نتيجه اي غير از فتح (به رغم تغيير شعار) به منزله پايان عمر سياسي آن بود بنابراين برنامه ريزي اساسي معطوف به آن شد كه در صورت شكست به جاي حذف از عرصه سياسي، نظام جمهوري اسلامي را قرباني هوس هاي شيطاني سردمداران كانون فتنه نمايند و به همين دليل است كه «تقلب در انتخابات» به «رمز آشوب» تبديل شد.
۲- «از مكتب اسلام دريافت هاي متنوعي وجود دارد اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم»3، «فردوسي نخستين سازمان دهنده و طراح «ناسيوناليسم شيعي» در ايران است. ملي گرايي وي توأم است با ارادت به ائمه اطهار و ولايت پذيري و اشعارش به سبب مقتضيات زمان كه در حجاب داستان هاي كهن ايران پيچيده شده است.»4، «امروز معرفي و بردن نامي از ايران در جهان ذكري الهي است»5، «در مكتب ايران اگر مي خواهي خدا را معرفي كني بايد انسان را معرفي كني»6، «مكتب ايران روشن ترين و زيباترين فردا را به همه انسانها هديه مي كند.»7
با مرور جملات فوق صرفنظر از شخصيت گوينده اين سخنان، لازم است درباره موضوع «مكتب ايران» بدون هيچ گونه پيش قضاوتي از ديدگاه علما و نخبگان عرصه فكر و انديشه مدد جست و سپس با شناخت ابعاد موضوع به تحليل واقع نگرانه اي دست يافت.
شهيد بزرگوار استاد مرتضي مطهري در نقد تفكري كه امروزه به «مكتب ايراني» شهرت يافته مي نويسند: «عجبا! مي خواهند با انديشه هايي كه چكيده افكار ماسينيون مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفريقا و سرپرست مبلغان مسيحي در مصر و افكار گرويچ يهودي ماترياليست و انديشه هاي ژان پل سارتر اگزيستانسياليست ضد خدا و عقايد دوركهايم جامعه شناس ضدمذهب است، اسلام بسازند، پس و علي الاسلام السلام.»
در مجموع استاد شهيدمان علامه مرتضي مطهري بر اين باور است كه «ملاك مليت، خون و نژاد كه امروز محكوم است، نيست؛ ملاك مليت، فرهنگ است و فرهنگ به حكم اينكه زاده تاريخ است نه چيز ديگر، در ملت هاي مختلف، مختلف است؛ فرهنگ هر قوم فرهنگ آن قوم است؛ هر قوم كه فرهنگ مستمر نداشته نابود شده است؛ ما ايرانيان فرهنگ دو هزار و پانصد ساله داريم كه ملاك شخصيت وجودي ما و من واقعي ما و خويشتن اصلي ماست در طول تاريخ حوادثي پيش آمد كه خواست ما را از خود واقعي ما بيگانه كند ولي ما هر نوبت به خود آمديم و به خود واقعي خود بازگشتيم، آن سه جريان عبارت بود از حمله اسكندر، حمله عرب، حمله مغول، در اين ميان بيش از همه درباره حمله عرب بحث كرده و نهضت شعوبيگري را تقديس كرده است، آنگاه گفته اسلام براي ما ايدئولوژي است و نه فرهنگ؛ اسلام نيامده كه فرهنگ ما را عوض و فرهنگ واحدي به وجود آورد، بلكه تعدد فرهنگ ها را به رسميت مي شناسد همان طوري كه تعدد نژادي را يك واقعيت مي داند؛ آيه كريمه «انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبائل...» ناظر به اين است كه اختلافات نژادي و اختلافات فرهنگي كه اولي ساخته طبيعت است و دومي تاريخ، بايد به جاي خود محفوظ باشد؛ ادعا كرده است كه ايدئولوژي ما روي فرهنگ ما اثر گذاشته و فرهنگ ما روي ايدئولوژي ما، لهذا ايرانيت اسلامي شده است و اسلام ما اسلام ايراني شده است.»
شهيد مطهري مي افزايد: «اين بيان عملاً و ضمناً، نه صريحاً فرهنگ واحد به نام فرهنگ اسلامي را انكار كرده است و صريحاً شخصيت هايي نظير بوعلي و ابوريحان و خواجه نصيرالدين و ملاصدرا را وابسته به فرهنگ ايراني دانسته است...»8
از سوي ديگر حضرت آيت الله مصباح يزدي كه مقام معظم رهبري ايشان را مطهري زمان ناميدند با اشاره به خطراتي كه امروز اسلام را تهديد مي كند مي فرمايند: «اين حرف هاي ملي گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام درحال شكل گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه اي مي تواند صورت بگيرد؟»9
«خيانت يعني تغيير در برخي اصول. مثلاً اينكه به جاي اسلام، ايران را مطرح كنيم. اينها مسائل ريشه اي است و مطرح كردن اين مسائل جريان انقلاب را تضعيف مي كند؛ آن هم زماني كه كشورهاي منطقه به بيداري اسلامي رسيده و مي خواهند از انقلاب ما الگوگيري كنند و حالا ما بياييم بگوييم انقلاب ما يك انقلاب ايراني بود.»
علامه مصباح يزدي تأكيد مي كند:« گوينده اين حرف [مكتب ايراني] با هر نيت و از هر كجا الهام گرفته باشد، خيانت كرده و ما بايد خدمت و خيانت را از هم تشخيص دهيم و اينها ربطي به نيت افراد ندارد و بدانيد هر سخني اگر در جهت تضعيف ارزش ها باشد، خيانت است.»10
همچنين در واكنشي از سوي حضرت آيت الله جوادي آملي درباره ناكارآمدي «مكتب ايراني» مي خوانيم: «اسلام به ايران شرف، عظمت، جلال و شكوه داده است و نبايد براي مطامع دنيا به چاه مكتب ايراني بيفتيم»11.
حجت الاسلام والمسلمين احمد سالك سخنگوي جامعه روحانيت مبارز نيز در واكنش به طرح موضوعات انحرافي همچون مكتب ايران خاطر نشان مي سازد: «افتخار ما اين است كه انقلاب اسلامي با پشتوانه تاريخي وسيعي كه در ايران است و در اين نقطه از جهان به رهبري يك روحاني بزرگواري مثل حضرت امام(ره) سازمان يافت. افتخار ايران به اسلام است. اين ايران است كه كلمه اسلام پشت آن مي آيد لرزه بر اندام استكبار جهاني مي اندازد. من يك جمله اي اينجا اضافه كنم، بعد از صحبت هايي كه آقايان كردند، اولين شبكه وهابيت در عربستان سعودي توسط يكي از علماي وهابي استفاده كاملي از اين صحبت ها كرد و فرياد زد كه ما 30 سال است مي گوييم ايران براي ايران دارد كار مي كند سخن از اسلام و شيعه و اينها نيست، يكي از مقامات حكومتي راجع به ايران صحبت كرده و بحث اسلام ندارد و مي گويد از اين پس مكتب ايران مطرح است به جاي مكتب اسلام و اين نكته، نكته نگران كننده اي است، خوراكي شد براي دشمنان اسلام و بايد هر كسي محدوده حركت خود را بشناسد»12.
سرلشگر دكتر فيروزآبادي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح نيز از نگاه امنيت ملي به بحث مكتب ايران پرداخته و انتشار اين گونه سخنان را حركت در جهت اجراي سياست هاي راهبردي ابر سرمايه داري كه اتحادي نبايد بين كشورهاي اسلامي باشد، مي داند.
وي مي افزايد: «ما يك ملتي هستيم با فرهنگ، ادب، تاريخ، پيشينه بسيار قوي كه مركز ارزش هاي جهاني بود، اما همين ايران با همين فرهنگ و تمدن، مكتب اسلام ناب را مرجح دانست و پذيرفت و متعاقب آن به دنبال وحدت اسلامي به دنبال برادري و اتحاد با كشورهاي اسلامي و كشورهاي منطقه پيش رفت.
اما مكتب ايراني، يعني كشورهاي اسلامي، حساب ما از شما جداست، كشورهاي عربي حساب ما از شما جداست اين در جهت تجزيه جهان اسلام است اين حرفها در جهت خنثي كردن خون هاي شهدا و زحمت هايي است كه امام(ره) و رهبري عزيز انقلاب براي اتحاد جهان اسلام كشيده اند. »
فيروزآبادي ضمن توجه دادن قوه قضائيه به اين گونه امور بيان مي دارد: «ورود تئوريسين ها و نظريه پردازان جنگ نرم و جاسوسان سيا به كشور را چه كسي اجازه داده است؟ وزارت اطلاعات، نيروي انتظامي بايد پاسخگو باشند و قوه قضائيه بايستي رسيدگي كند.
چرا قوه قضائيه به اين جرايم رسيدگي نمي كند، اينها جرايم امنيت ملي هستند، اين اظهارات اركان نظام را مورد هدف قرار مي دهند، وقتي كسي مكتب ايراني را در نفي و كنار گذاشتن مكتب اسلام ناب محمدي(ص) اراده مي كند و ايران را در مقابل جمهوري اسلامي ايران بيان مي كند مگر جز ادامه راه فتنه گران است؟
آنها (فتنه گران سال 88) هم مي گفتند جمهوري ايراني، جمهوري ايران دنبال حذف اسلام بود، اين همان راهبرد ابر سرمايه داري است كه بايد هم حذف اسلام و هم انزواي ايران در بين كشورهاي اسلامي صورت گيرد با جدا كردن و تجزيه كشورهاي اسلامي با تكيه بر ملي گرايي. البته بايد بين ملي گرايي و وطن دوستي و حب وطن تفاوت قائل شد. در نزد ما مليت بسيار بزرگ و مقدس است. حضرت امام(ره) روزي به شهيد فلاحي فرمودند ما آن قدر ملي هستيم كه اگر اين دست من روي خاك ايران باشد در مرز و دشمن بخواهد پايش را آنجا بگذار من ترجيح مي دهم دست من قطع بشود و پاي دشمن آنجا گذاشته نشود.»13
با مطالعه دقيق ديدگاه صاحب نظران و بزرگاني همچون استاد مصباح يزدي كه رهبر فرزانه انقلاب ايشان را عقبه تئوريك نظام ناميده اند درباره سلامت گفتار حاميان «مكتب ايران» مي توان به ديده ترديد نگريست. صداي معتمدين نظام و صاحبان كرسي علم و انديشه را براستي بايد در راستاي گوشزد خطر ظهور جرياني كه در راستاي تكميل زنجيره فتنه 88 گام مي نهد و با مهره چيني حساب شده اي براي بقاي خويش ناگزير به سازگاري با عناصر خودفروخته جريان موسوم به اصلاح طلب مي شود و صراحتاً خود را خارج از دايره اصولگرايي معرفي مي كند14 و سعي در القاي وجود حاكميت دوگانه دارد، دانست.
حمايت و ابراز خوشحالي ضدانقلاب از طرح مبحث «مكتب ايران»
طرح مباحث انحرافي و مشغول كردن كشور به موضوعات غيرضرور و بي فايده- اگر نگوييم مضر- آن هم در سالي كه بايد جهاد اقتصادي سرلوحه حرف و عمل همگان باشد، بدون شك با استقبال و روي خوش دشمنان نظام مواجه مي شود.
روزنامه صهيونيستي «هاآرتص» در مورد بحث مكتب ايراني مي نويسد: «بيان مطالبي از اين قبيل كه كشور بر اسلام اولويت دارد و اسلام وابسته به كشور است حتي در كشورهايي كه در مقايسه با ايران كمتر محافظه كار و اصول گرا هستند جرات مي خواهد و هيچ دولت اسلامي جرات بيان صريح آن را ندارد و اين گونه تفكرات بيشتر در كشورهاي غربي ليبرال ديده مي شوند و سنخيتي با كشوري كه انقلاب اسلامي كرده و شعارش صادر كردن اسلام است ندارد.»15
و هوشنگ اميراحمدي مي گويد: «چهار دوره از زندگي جمهوري اسلامي گذشته يا دارد مي گذرد؛ دوره اسلام اسلام در اوايل انقلاب، دوره اسلام ايران كه ايران مهم شده بود ولي اسلام هنوز عمده بود. دوره ايران اسلام و من اعتقاد دارم كه ايران دارد وارد مرحله ايران ايران مي شود. من تقريبا 16 سال پيش مقاله اي نوشتم با نام درآمدي برجامعه مدني و در آن پيشگويي كردم كه وارد مرحله ايران ايران مي شويم. الان كه شما به ايران مي رويد، مي بينيد كه در ايران يك دعواي اساسي بين ايران گرايي و اسلام گرايي وجود دارد و ايران گرايي دارد عمده مي شود. نه فقط بين ايراني هاي سكولار عرفي بلكه حتي بين مذهبي ها!»16
گويا صحنه گردانان موثر در فتنه ها چه آنها كه سران فتنه 88 لقب گرفتند و چه كساني كه با حمايت يك عقبه فكري منحرف به دنبال تئوريزه نمودن مباحثي همچون «مكتب ايران» و «ظهور بسيار نزديك است» بوده و هستند از نقش ممتاز ولايت فقيه درجلوگيري از به انحراف كشيده شدن آرمان هاي انقلاب غافل شده اند.
جماعتي كه هر روز به جلوه اي خود را عرضه مي كنند تا از رهگذر مشاطه گري براي خلقي كه آبرويي برايشان قائل نيستند، توجهي دست و پا كنند و شكست گفتماني خويش را در لواي اين هرزگي ها پنهان دارند، اينك با دستاويز قراردادن مفاهيم ملي گرايانه با القاي وجود حاكميت دوگانه در جمهوري اسلامي مي خواهند ضمن يارگيري از حلقه هاي فكري «جنبش خودخوانده سبزها» در برابر اراده ملت ايستادگي كنند. اين همه در حالي است كه ملت تأكيدات امام را از ياد نبرده و همچنان «پشتيبان ولايت فقيه» هستند تا «آسيبي به مملكت» نرسد و پيوسته نخواهندگذاشت «انقلاب به دست نااهلان» بيفتد. البته يكسان شمردن مجرماني كه ادعاي «تقلب» داشتند با طرح كنندگان مباحث انحرافي نابجاست و هركدام كيفري دارند كه كالبدشكافي آن فرصتي ديگر مي طلبد.
ياد و خاطره آن پير روشن ضمير و جاويدان در يادها بخير كه چه زيبا در وصيت نامه خويش از رخنه «دستهاي ناپاك عمال ابرقدرتها چه عمال خارجي و چه عمال داخلي بدتر از خارجي» هشدار داد و بر لزوم هوشياري امت اسلامي از كيد و حيله «وسواس خناسان معاند» تأكيد كرد.
در پايان ضمن تقدير از تدبير هوشمندانه «فرزند ملت» در ابراز وفاداري به محضر سكان دار انقلاب، اميد مي رود معادلات شيطاني باندهاي زر و زور و تزوير كه صرفا به دنبال ايجاد تنش درفضاي سياسي كشور هستند نقش برآب شده باشد و از اين پس بيش از گذشته شاهد حضور پرنشاط و اميدبخش دولتمردان عدالت محور درعرصه خدمت رساني كشور باشيم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- بيانات مقام معظم رهبري درجمع نخبگان دانشگاهي 6/8/1389
2- بيانات مقام معظم رهبري درجمع زائران حرم رضوي 1/1/1388
3- سخنراني اسفنديار رحيم مشايي درمراسم اختتاميه همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور- خبرگزاري فارس 13/5/89
4-پيام اسفنديار رحيم مشايي به مراسم بزرگداشت يك هزار وصدومين سال تولد فردوسي 25/2/1387
5-سخنان اسفنديار رحيم مشايي درمراسم گشايش نمايشگاه شگفتي هاي گردشگري ايران 21/5/1387
6-سخنراني اسفنديار رحيم مشايي در مراسم همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور- خبرگزاري فارس 13/5/89
7- منبع پيشين
8- نامه شهيد مطهري به امام خميني(ره) يك سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي
9-پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت الله مصباح يزدي 24/1/1390
10-سخنراني آيت الله مصباح يزدي درهمايش نمايندگي ولي فقيه در سپاه
13/2/1390
11-رجانيوز 30/1/1390
12- ميزگرد برنامه «بدون خط خوردگي» راديو گفتگو- خبرگزاري فارس
20/5/1389
13- خبرگزاري فارس 19/5/1389
14- عباس اميري فر رئيس شوراي فرهنگي و امام جماعت نهاد رياست جمهوري درگفتگو با روزنامه شرق اظهارداشت: اصولگرا نيستيم... اصلاح طلبان درليست انتخاباتي ما هستند... روزنامه شرق 10/2/1390
15-مقاله «ايران فراتر از اسلام» مندرج در روزنامه صهيونيستي «هاآرتص» جهان نيوز 27/5/1389
16- گفتگوي هوشنگ اميراحمدي با شبكه تلويزيوني صداي آمريكا- صراط نيوز 18/5/1389

این یادداشت در  تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۰ در  روزنامه کیهان منتشر شده است.

سایر رسانه ها: خبرگزاری فارس ، رجانیوز ، صراط نیوز ، انصار حزب الله ، کلمه نیوز ، هشدارنیوز ، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

این روزها برای خانواده بزرگ انقلاب و همه سربازان رهبری سخت می گذرد. حرف و حدیث فراوان و سخنان ضد و نقیضی فضای سیاسی کشور را در بر گرفته و یاران با عتاب و کنایه با یکدیگر سخن می گویند. هر که از ظن خویش جمله ای بر زبان می راند و صرفا به اتکاء شنیده هایش تحلیل می کند. بی شک شنیدن جملات آن هم بی واسطه، از زبان شخص رییس  جمهور می تواند بر تمام حاشیه سازی ها و ابهامات پایان دهد.

من نیز مانند بسیاری از علاقمندان به "گفتمان امام و انقلاب" منتظر شنیدن آخرین مواضع و دیدگاه های دکتر احمدی نژاد پیرامون مسائل پیش آمده هستم و بدون هیچگونه پیش قضاوتی می خواهم از زبان فردی که همچنان وی را سرباز ولی فقیه زمان می دانم جملاتی بشنوم که بر نگرانی هایم پایان دهد.

دوستی می گفت نگران نباش چون به زودی مردی که خط مقـدم جنــگ با اسرائیــل را شکست، بار دیگر ولایت پذیری خویش را به رخ جهانیان خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

وليّ‌فقيه جانشين پيامبر (ص) و امام معصوم (ع) است

 سيد‌حسن نصر‌الله گفت: وليّ‌فقيه جانشين پيامبر (ص) و امام معصوم (ع) است. اگر دسترسي به امام معصوم(ع) ممكن نبود، حتما سراغ وليّ‌فقيه بايد رفت و اين امر هم در زمان غيبت و هم در زمان حضور امام مصداق داشت.

سلسله جلساتي با موضوع «درس‌هايي از ولايت فقيه» با سخنراني حجت‌الاسلام والمسلمين سيد‌حسن نصر‌الله، برگزار شده است كه مشروح سخنان جلسه دوم آن در پي مي‌آيد. 

* مقصود از ولايت فقيه، ولايت تكويني نيست 

جلسه گذشته در مورد «ولايت فقيه» و معناي لغوي آن بحث شد كه عبارت از قدرت، سلطه، حاكميت اداره كردن امور و ... بود و نيز انواع ولايت، نام برده شد كه به «ولايت تكويني» و «ولايت تشريعي» تقسيم مي‌شود. 
موضوع بحث اين جسله در رابطه با ميزان مسئوليت ولي‌ّفقيه است و همان طور كه در جلسه گذشته گفته شد، وقتي كه در مورد ولايت فقيه صحبت مي‌شود، مقصود ولايت تكويني نيست و هيچ يك از انديشمندان شيعه نگفته‌اند كه منظور از ولايت فقيه، ولايت تكويني است و همچنين وقتي گفته مي‌شود كه وليّ‌فقيه جانشين پيامبر (ص) و امام معصوم (ع) در زمان غيبت كبري است، منظور جانشيني در مقام معنوي نيست و نيز مقام وليّ‌فقيه هم‌رتبه با مقام امام معصوم(ع) نيست، زيرا امام معصوم (ع) داراي مقام شامخ و بلند در نزد خداوند است كه بسيار بالاتر از مقام يك وليّ‌فقيه است و هيچ يك از متفكران و انديشمندان شيعه نگفته‌اند كه مقام وليّ‌فقيه نزديك به مقام معنوي امامت است. 
يكي از بزرگ‌ترين فقها و انديشمندان معاصر شيعه يعني امام خميني (ره) خيلي متواضعانه در مورد امام زمان (ع) مي‌فرمايد: «روحي لتراب مقدمه الفداه» يعني فداي خاك پاي امام زمان (ع) بشوم و وقتي شخصيت بزرگي مانند امام خميني(ره) اين طور درباره امام زمان(ع) بيان مي‌كند، بنابراين مي‌توان به تفاوت شأن و مقام ميان امامت و ولايت فقيه پي برد. 
وقتي ‌گفته مي‌شود پيامبر(ص) داراي مقام تشريع است، يعني داراي قدرت ابلاغ احكام و دستورات الهي و استخراج و استنباط آنها است سپس بعد از پيامبر (ص)، امام (ع) نيز داراي چنين حقي است و اين به معني آن نيست كه پيامبر(ص) اين احكام را خودشان استخراج كنند بلكه پيامبر(ص) به دستور خدا و با وحي، احكام را استخراج مي‌كند و در اختيار مردم قرار مي‌دهد و به عبارت بهتر، علم پيامبر(ص)، الهي است و هيچ گونه خطا و اشتباهي در آن نيست. 
مطالبي كه پيامبر(ص) نقل مي‌كنند، همان حكم و دستور واقعي خداوند است و تخلف در آن جايز نيست، دستوري كه پيامبر(ص) مي‌دهند، همان دستور راستين، واقعي، پايدار و بدون اشتباه خداوند متعال است و هيچ شك و شبهه‌اي در آن نيست؛ امامان(ع) نيز چنين هستند، هر چند كه به آنها وحي نشده است، اما آنها علم خود را از پيامبر اكرم(ص) به ارث برده‌اند و يا از طريق كتاب و يا الهام الهي است. 

* در زمان غيبت امام زمان(ع) مسئوليت‌ تبيين احكام الهي بر عهده وليّ‌فقيه است 

در صورت عدم دسترسي افراد به امام معصوم(ع) مثلاً در زمان امام صادق(ع)، نمايندگاني از طرف امامان(ع) در تمام شهرهاي اسلامي وجود داشت كه مسئوليت ابلاغ دستورات الهي را بر عهده داشتند، اما در زمان غيبت كبري، وظيفه اصلي پيامبر اكرم(ص) ابلاغ دستورات الهي، استخراج و استنباط آنها براي استفاده عموم مسلمانان جهان بود اما بعد از پيامبر(ص) نيز اين وظيفه بر دوش امامان(ع) بود و در حال حاضر كه امامان(ع) موجود نيستند، تبليغ احكام الهي، استخراج و استنباط آنها بر عهده كيست؟ آيا بايد دست روي دست گذاشت و منتظر ظهور امام زمان(عج) بود و هيچ گونه كوششي انجام نداد و حتي با علم به اينكه خداوند دين اسلام را از زمان بعثت حضرت رسول(ص) تا قيامت كبري زنده نگه مي‌دارد، آيا باز هم نبايد كوششي در اين زمينه انجام داد و آيا حلال حضرت محمد(ص)، تا روز قيامت حلال، و حرام او حرام است، بنابراين بايد در زمان غيبت كبري شخصي وجود داشته باشد تا احكام اسلامي را تبيين كند و به مردم بشناساند؛ از نظر مذهب شيعه، در زمان غيبت امام زمان(عج)، تمام اين مسئوليت‌ها بر عهده وليّ‌فقيه است. 
در اين مورد نيز هيچ‌گونه شك و شبهه‌اي وجود ندارد كه مسئوليت ابلاغ احكام و دستورات الهي در زمان غيبت بر عهده وليّ‌فقيه است و او وليّ امر مسلمين است و واجب كفايي است كه در هر زمان كه نياز باشد، جوانان مسلمان به حوزه‌هاي علميه براي تحصيل و آموزش فقه بروند تا اين علوم را كسب كنند و به ابلاغ احكام الهي بپردازند. 

* تفاوت ميان «واجب كفايي» و «واجب عيني» 

واجب كفايي اين است كه اگر گروهي از مسلمانان آن را انجام دادند، ديگر نيازي به بقيه مسلمانان براي انجام وظيفه نيست، مانند نماز ميت. 
واجب عيني يعني اينكه بر انسان واجب است، كاري را انجام دهد اما در صورت انجام دادن آن توسط ديگران، اين وظيفه از آنها ساقط نمي‌شود، مانند نماز و روزه؛ بنابراين اگر جامعه به فقهاء نياز داشته باشد و تعداد آنها اندك باشد در اين صورت همه ما گناه‌كار هستيم و بايد دست از كار خود بكشيم و به دنبال آموختن علم فقه برويم. 
با پاسخ دادن سؤال اول، مبني بر اينكه وقتي در زمان غيبت امام زمان(ع) نمي‌توان به امام دسترسي پيدا كرد، بنابراين چگونه بايد قادر به فراگيري احكام شرعي بود. بدون هيچ شك و شبهه‌اي جواب اين مسئله واضح و روشن است، يعني بايد از وليّ‌فقيه بايد كمك گرفت. 
در روايتي از امام صادق(ع) آمده است كه «فما كان من الفقهاء صائنا لنفسه؛ حافظا لدينه؛ مخالفا لهواه؛ مطيعا لامر مولاه؛ فللعوام ان يقلدوه و ذلك لا يكون الا لبعض فقها الشيعه لا كلهم» يعني اگر دسترسي به امام معصوم(ع) ممكن نبود، حتما سراغ وليّ‌فقيه بايد رفت و اين امر هم در زمان غيبت و هم در زمان حضور امام مصداق داشت، زيرا مثلاً در زمان حيات امام صادق (ع)، ايشان فرمودند: در صورت عدم دسترسي به اينجانب، به فقها رجوع كنيد و در تمام شهرهاي اسلامي هستند و از آنها كمك بگيريد، مثلا شهر بصره، فقهايي داشت و ممكن بود از فقيه سؤالي پرسيده مي‌شد كه مسئله‌اي را از امام شنيده باشد و اصول و قواعد آن را از امام شنيده باشد كه با كوشش و اجتهاد خود، اين مسئله را حل مي‌كرد. 

*در زمان وليّ‌فقيه، مردم بايد از احكام و دستورات الهي او پيروي كنند 

در زمان غيبت كبري، امامان(ع) گفتند: بر مردم واجب است كه از احكام و دستورات الهي اطاعت كرده و دستورات و احكام الهي را از فقيه با تقوا بگيرند، بنابراين مسئوليت اين فقها، ابلاغ احكام شرعي است و نبايد از اين كار امتناع بورزند زيرا اين امر، يكي از واجبات آنهاست. اما در اينجا لازم است فرق بين كاري كه يك امام معصوم(ع) و يك وليّ‌فقيه انجام مي‌دهد بيان شود؛ وقتي پيامبر(ص) يا امام، به ابلاغ احكام الهي مي‌پردازند و احكام واقعي الهي را بيان مي‌كنند، در آن هيچ‌گونه اشتباهي وجود ندارد زيرا آنها از علم الهي برخوردارند، اما فقيه اين‌گونه نيست و بايد علوم عربي و علوم قرآني را فراگيرد،‌ احاديث و روايات را ياد بگيرد و بايد به اجتهاد بپردازد تا احكام الهي را استنباط كنند، سپس آن را ابلاغ كند كه در بعضي موارد حكم استخراجي ممكن است صحيح يا غلط باشد، اما در مورد امامان و پيامبر(ص) جاي هيچ‌گونه شك و ترديدي نيست. 
اگر وليّ‌فقيه زحمت بكشد خداوند به او اجر زحمتش را خواهد داد و اگر اشتباه كند، خداوند اشتباهش را مي‌بخشد زيرا او با خواندن آيات قرآن، روايات و احاديث، به استنباط و استخراج احكام الهي پرداخته است. ممكن است بعضي‌ها ديده باشند كه بعضي از علماء در مورد يك مسئله اختلاف نظر داشته باشند، آيا اين معقول و منطقي است كه اين احكام بيان شده از طرف آنها درست باشد، بنابراين قطعا يكي از اين 3 مسئله درست است، اما مجتهدي كه حكم اشتباهي را صادر كرده است، چون در راه استخراج اين حكم زحمت زيادي كشيده است خداوند گناه او را مي‌بخشد، بنابراين امامان(ع) و پيامبر(ص) حكم واقعي الهي را صادر مي‌كنند، اما وليّ‌فقيه پس از مطالعه فراوان، احكام الهي را صادر مي‌كند. به حكمي كه وليّ‌فقيه يا فقها استخراج مي‌كنند حكم ظاهري الهي گفته مي‌شود كه مي‌تواند درست باشد يا نادرست، زيرا امامان معصوم(ص) فرموده‌اند كه پس از غيبت بايد از وليّ‌فقيه در زمينه‌هاي احكام و دستورات الهي، نماز خواندن، روزه گرفتن، حج، خمس، زكات و جهاد پيروي كرد و اينجاست كه مسئله مرجع تقليد نمايان مي‌شود. 
وقتي كسي بخواهد از عالمي تقليد كند لازم نيست، نيّت تقليد يا چيزي شبيه آن به جا آورد و طبق فتواي يك فقيه عمل كرده‌ است و تقليد يعني عمل‌كردن طبق دستورات و فتواهاي يك مرجع تقليد، بنابراين نكته مهم عمل‌كردن طبق فتواها و دستورات يك مرجع ديني است، يعني اگر گفت: نمازم را كامل بخوانم اين كار را انجام دهم و يا اگر بايد به صورت شكسته بخوانم بايد اين كار را انجام بدهم، اگر بايد روزه بگيرم، روزه مي‌گيرم و يا اگر گفت: روزه خود را بشكنم اين كار را بايد بكنم و فقيهي كه بايد طبق فتواهايش عمل ‌كرد، مرجع تقليد نام دارد. 

* وظيفه «مرجع‌ تقليد» تشريح احكام و دستورات الهي است 

در كتاب و روايات پيشين، كلمه مرجع تقليد نيامده است اما وقتي طبق دستورات و احكام يك فقيه عمل مي‌كنيم در حقيقت از او تقليد كرديم، بنابراين وظيفه مرجع‌ تقليد، فتوا دادن و تبيين و تشريح احكام و دستورات الهي است و همچنين فتوا دادن يكي از وظايف امامان بوده است كه در زمان غيبت بر عهده وليّ‌فقيه است. 
تقليد بايد بر اساس موازين شرعي و اسلامي باشد، موضوع تقليد يك موضوع ظريف و سرنوشت‌ساز است و اين طور نيست كه آن را ساده فرض كنيم. بنابراين موضوع تقليد، موضوع آخرت و جواب دادن به درگاه خداوند متعال و تمام اعمال دنيويي است كه در آخرت تأثيرگزار است. 
در ابتدا بايد از مجتهد تقليد كنيم و علماي شيعه مي‌گويند: راه‌هاي شناسايي يك مجتهد عبارتند از: 
1ـ امتحان مستقيم؛ يعني توسط فقيه ديگري تأييد شده باشد. مثلاً وقتي كه يك پزشكي بيايد و بگويد من پزشك هستم، چون ما اطلاعي نداريم بايد يك پزشك ديگري از او سؤالاتي را بنمايد تا صحت و سقم ادعاي وي روشن گردد، بنابراين كسي كه مي‌تواند ادعاي مجتهد بودن شخص ديگر را تاييد كند خودش نيز بايد مجتهد باشد. 
2-شهادت دادن دو نفر مجتهد عادل؛ بنابراين لازم است دو فرد مجتهد عادل گواهي بدهند كه اين فرد مجتهد است و در اين صورت است كه مجتهد بودن شخص ثابت مي‌شود. 
3-معروف بودن شخص به اجتهاد؛ و گمان نبريد اگر مثلاً در شهري شايع شده است كه فلاني مجتهد است آيا او واقعا مجتهد است يا نه؟ بلكه وقتي چندين مجتهد مي‌گويند كه فلان شخص مجتهد است، ديگر لزومي ندارد كه سراغ فرد ديگر بروم، زيرا گفتار اين مجتهدين سند است و بايد قبول كرد اما اگر كوچكترين شكي در ميان باشد قول آن مجتهدين ديگر سند نيست. 
و اگر شما از خودتان از مجتهدين باشيد، او را امتحان مي‌كنيد و در صورتي كه مجتهد باشد، اين امر براي شما ثابت مي‌شود و وقتي چندين فقيه واجدالشرايط تقليد وجود داشته باشد، بايد از داناترين آنها تقليد كرد، اما از بقيه مجتهدين مي‌توان در فتواهايي كه با داناترين مجتهد مطابقت مي‌كنند، تقليد كرد؛ هر چند بعضي از علما گفته‌اند: لزومي ندارد از داناترين مجتهد تقليد كرد؛ اما اگر بگويند كه بايد از داناترين مجتهد تقليد كنيم، واجب است كه تقليد كرد. 
چگونه مي‌توان فهميد كه كسي داناتر است؟ علما مي‌گويند: اگر توانستي تشخيص بدهي كه كدام‌ يك بالاتر از ديگري برتر است، از آن فرد تقليد كن و اما اگر نتوانستي، مخيري كه از هر كدام آنها تقليد بكني. 
اما اگر احتمال دهيم كه مجتهدي همسان يا بالاتر از مجتهد ديگر است، در اين صورت بايد از كسي كه احتمالش بيشتر است تقليد كرد. خلاصه كلام اينكه اهل بيت(ع) در زمان غيبت با قراردادن ضوابطي باعث شدند كه براي هميشه از اين ضوابط استفاده كنيم و به رستگاري برسيم و وليّ‌فقيه را به عنوان جانشين خود معرفي كردند تا از او پيروي كنيم. 

منبع: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

مرور مواضع متناقض و دشمن شاد کن مهدی کروبی که در این روزگار به تنها رقیب آرای باطله شهرت یافته، به وضوح ابعاد شخصیت دیکتاتور مابانه و قدرت طلب وی را آشکار می سازد.
کنار هم قرار دادن مواضع دیروز و امروز شیخ ساده لوح اصلاحات در حقیقت نیمه پنهانی فردی را روایت می کند که در میدان عمل و در بزنگاه های تاریخی عدم پایبندی قلبی خود به آرمان های والای انقلاب اسلامی و امام راحل (ره) را به اثبات رساند.

مواضع دیروز

مشروعيت همه ما از رهبری است
فرمان ولايت فقيه براي مجلس مطاع است و نمايندگان مطيع اين فرمان مي باشند.
ولايت و رهبري اساس و مهمترين است و اصلاً نظام ما وابسته به اوست و مشروعيت همه ما از اوست. (كروبي در جلسه علني مجلس - روزنامه کیهان 19/10/68 )

راه امام به رهبري فرزند امام حضرت آيت الله خامنه اي ادامه خواهد يافت و مجلس و دولت راه امام را ادامه مي دهند. (سخنراني كروبي در مجلس – کیهان 14/1/69 )

"برای ترور و تخریب آزادی نیست"
مي گويند آزادي نيست ،‌آزادي مطبوعات ،‌آزادي احزاب نيست . كدام آزادي نيست ؟ انتظار داريد دوباره 30 خرداد منافقين بيايند و راه بيفتند و دوباره بچه مسلمان ها را بكشند ؟ اين آزادي را مي خواهيد ؟ كه مي گوئيد آزادي نيست يا از آن آزادي كه انتقاد سالم كنند يا آن آزادي كه حرفشان را بزنند يا آن آزادي كه درگير با مسئولين بشوند ؟ يا اين آزادي كه حتي مجلس وزير را استيضاح كند همه اينها آزادي اند ،‌كدام نماينده اگر حرفي دارد نمي رود بگويد ؟ بله آزادي نيست كه گروهكهاي محارب بيايند توي خيابان و ريشه انقلاب را بزنند آن موقع اجازه دادند و حالا ديگر چنين اجازه اي نمي دهند . مي گويد اعدام هاي آبخوردني ، از نظر تو آبخوردني است ، ناچاريم بگوئيم شما مي گفتيد هويدا اعدام نشود ، شما مي خواستيد كه به ناصر مقدم رئيس ساواك شغل و پست بدهيد ، آن طور كه آقاي خلخالي مي گويد اگر دست شما بود كه بايد هيچكس اعدام نشود ، هم بيايند سركار و بعد هم هركاري مي خواهند بكنند ، ‌وقتي بچه هاي مردم را مي كشند ،‌ خانه ها را آتش مي زنند ،‌ حزب اللهي ها را مي كشند و مي روند در خانه ها مردم را ترور مي كنند زنها را ترور مي كنند ، ‌پاسدارها را مي برند شكنجه مي دهند ،‌ آن وقت انتظار داريد اينها بمانند و اعدام نشوند ! (بخشی از سخنراني كروبي قبل از خطبه هاي نماز جمعه تهران درباره خيانت هاي نهضت آزادي – 17/7/61 )     

"منافقین در همه حال نق می زنند"
شهادت 72 تن خط ليبراليسم و نفاق را از اين مملكت برچيد .... منافقين در زمان رسول خدا نيز همواره نق مي زدند . (كروبي در چهارمين شب مراسم بزرگداشت شهداي 7 تير – کیهان 5/4/63 )

"برای ما نکبت روزی است که آمريكا از ما تعريف كند"
براي ما ذلت و خواري و نكبت و بدبختي است ، روزي كه آمريكا و كنگره آن از ما تعريف كند و بگويد حقوق بشر آنجا رعايت مي شود آن روز براي ما مصيبت است و بايد اشك بريزيم و گريه كنيم . (سخنان كروبي در مجلس پيرامون حمايت 162 نفر از نمايندگان كنگره آمريكا از سازمان منافقين – کیهان 27/4/69 )

حضور بسيج بايد در مساجد ، دانشگاهها و حوزه ها تداوم يابد . (كروبي در جلسه علني مجلس – کیهان 4/9/69 )

مطبوعات اگر حدود و حرمت ها را رعايت كنند تعطيل نمي شوند . (كروبي در گردهمايي نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور– کیهان 24/9/79 )

"مقام معظم رهبري ، ‌فرزند صالح و جانشين حضرت امام "
امروز نبردي بين حق و باطل و بين نور و ظلمت در سراسر جهان مطرح است و آن نبرد اسلام با كفر و شيطان است . سردمدار و پيشتاز و پرچمدار حركت مقدس جمهوري اسلامي به رهبري حضرت امام (ره) بود كه در حال حاضر مقام معظم رهبري ، ‌فرزند صالح و جانشين حضرت امام اين مسئوليت را بر عهده گرفته و پرچم روي دوش ايشان مي باشد كه بارها فرموده اند اصول و چارچوب انقلاب همان حركتي است كه امام فرموده اند . (سخنراني كروبي ( رئيس مجلس سوم ) در جمع اعضاء ستاد برگزاري دومين سالگرد امام (ره ) – خبرگزاری ایرنا 6/3/70 )

"بيشترين ضربه را از دولت اصلاحات خورديم"
كروبي در مراسم انجمن اسلامي دانشگاه شهيد بهشتي : بيشترين ضربه را از دولت اصلاحات خورديم. (سایت شبكه ‌خبر دانشجو - 17/09/1387 )

مواضع و حامیان امروز

"انتخابات را باطل اعلام كنيد" 
مهدي كروبي در نامه ای به شوراي نگهبان ضمن تاکید بر ابطال نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری گفت : آنان كه اين روزها در خيابانهاي تهران تجمع مي‌كنند اتفاقا عصاره ملتند. (سايت حزب اعتماد ملي - 29/03/1388)

بار مسئوليت انتخابات را بر دوش رهبر بگذاريد. (نامه کروبی به شورای نگهبان- سايت راديو‌ فردا - 07/04/1388 )                                      

"لجن پراکنی علیه نظام"
من شنيده‌ام افراد را در زندان كهريزك لخت مي‌كردند و چهار دست و پا مي‌نشاندند و سوار بر آن‌ها مي‌شدند و به آن‌ها مي‌گفتند كه صداي حيوانات از خود دربياورند. (مهدی کروبی- سايت حزب اعتماد ملي - 23/05/1388 )   

"اهانت به نظام و روسفیدی شاه"
براي من فرصت خوبي خواهد بود تا در دادگاه جنايت هايي كه روي شاه را هم سفيد كرد بازگو كنم. (مهدی کروبی- سايت موج سبز آزادي - 28/06/1388 )                                    

"دفاع از آشوبگران حوادث عاشورای 88"
در روز عاشورا تعداد زيادي از مردم [بخوانید اغتشاشگران] را به خاك و خون مي كشند و شيعه حسين [بخوانید عناصر بهایی و سلطنت طلب] را در خيابان هاي پايتختي كه ام القراي اسلام مينامندش، به گلوله مي بندند. (پیام کروبی به موسوی- سایت حزب اعتماد ملی - 08/10/1388 )         

"خوشحالی منافقین از اتهامات کروبی علیه نظام"
مجري شبکه تلویزیونی منافقین از قول مهدی كروبى گفت: حكومت شاه حرمت عاشورا را نگه‌داشت، اما حكومت فعلى جماعتى وحشى را به‌جان مردم انداخت. (شبكه تلويزيوني سيماي آزادي– نفاق- 08/10/1388 )    

"تشویق مردم به اغتشاش علیه نظام"
در حالي‌كه جريان تماميت‌خواه مي‌خواهد راهپيمايي ۲۲ بهمن را به رفراندومي براي تاييد سياست‌هاي خشونت‌آميز و ضدمردمي خود تبديل كند، پيشنهاد مي‌كنم كه رفراندومي براي برون‌رفت از بحران برگزار شود تا به حاكميت شوراي نگهبان پايان دهد. (مهدی کروبی- نيويورك تايمز - 03/12/1388) 

"اعتراف به ضدیت با انقلاب اسلامی"
اگر نظام اين است ما مخالف آنيم! (پيام نوروزي كروبي- سايت حزب اعتماد ملي- 29/12/1388)

"ابراز تاسف از اعدام دو تروریست"       
مهدی کروبی و میرحسین موسوی در ديداري که صبح روز بعد از اعدام "محمدرضا زماني" و "آرش رحماني‌پور" داشتند، نسبت به اعدام این دو محارب ابراز تأسف کردند. آنها در این دیدار با اشاره به اعدام اين دو نفر ادعا كردند، «به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است.»
اين اظهار تأسف در حالي است كه دو اعدام‌ شده اغتشاشات به اتهام فعاليت در " گروهك تروريستي انجمن پادشاهي" و اقدام به اخلال در امنيت ملي از طريق اقدام به بمب‌گذاري و ترور مسئولان نظام محاكمه و به اعدام محكوم شدند.

"تمجید سرکرده گروهک تروریستی منافقین از کروبی"
مسعود رجوي سرکرده گروهک نفاق با انتشار نامه ای ضمن همدردی با كروبي مي نويسد: «به‌راستى كروبى هم ديگر به تنگ آمده و اكنون پس از 21 سال به همان‌جا مىرسد كه منتظرى رسيد. آقاى كروبى به‌درستى و با همان توصيف منتظرى پس از قتلعام زندانيان در سال 1367 مى‌نويسد: «اتفاقى در زندانها رخ داده است كه چنانچه حتى اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌ است».
وي اضافه می کند: «ای­کاش كه آقايان منتظرى و كروبى و ديگرانى كه از اين پس به آنان مى‌پيوندند، از 30 سال پيش نسبت به همين شقاوت‌ها و شناعت‌ها بيدار و هشيار شده بودند. اما باز هم دير نيست و بنى‌بشر براى جبران مافات تا لحظه وفات فرصت و امكان بازگشت دارد.»
رجوي همچنین با ابراز نگراني براي كروبي تصریح می کند: «تا همين­جا هم که کروبى قدم برداشته، بهاى سنگينى دارد. تا همين­جا هم شايسته و ارزشمند است و خدا از معاصى کبيره او در خدمت به خمينى مى‌کاهد. آن‌چه من مى‌خواهم با آرزوى در امان ماندن کروبى از گزند رژيم آخوندي بگويم، تنها يک نکته است: چه خوب که بخشى از حقيقت تکان‌دهنده را بيان مى‌کنيد و به همين ميزان نزد خلق و خالق مأجوريد.» (پیام مسعود رجوی به مهدی کروبی، سایت رجانیوز به نقل از سايت اينترنتي گروهک نفاق - 28 مردادماه 88 )

"حمایت رژیم صهیونیستی از سران فتنه"
همچنین، موشه یلعون وزیر امور راهبری رژیم صهیونیستی ادعا کرد: «میرحسین موسوی و مهدی کروبی روح جدیدی به آزادی بخشیده که این به انقلابی در جمهوری اسلامی منجر خواهد شد.» وی که پیشتر رییس سازمان اطلاعات ارتش اسراییل بود، تأکید کرد: «اتفاقی که در ایران در حال روی دادن است، نشانه های دلگرم کننده ای برای غرب دارد.»

"حمایت نوری زاده از کروبی"
علیرضا نوری زاده جاسوس سرويس هاي اطلاعاتي امريكا واسرائيل در يک برنامه تلويزيوني که از شبکه صداي آمريکا پخش مي‌شد با طرح سوالي از بينندگان گفت: «آيا ما بيشتر به نظام ضربه زديم يا شخصي مثل مهدي کروبي؟ وقتي شخصي مثل مهدي کروبي آنچنان به ضد انقلاب خدمت مي‌کند نبايد اجازه تخريب وي را بدهيم و بايد حمايت نماييم. ما بايد کروبي را بيشتر تشويق نماييم تا در مقابل ولايت فقيه نيز بايستد و آن را زير سئوال ببرد. (سایت مشرق- 11/5/1389)

این اپوزسیون مقیم لندن همچنین در برنامه روزانه خود در یکی از شبکه های سلطنت طلب، خطاب به مهدی کروبی گفت: «آقای کروبی حالا که تو به این درجه از اعتبار رسیده ای[!] آیا ارزش دارد که هنوز هم بگویی جمهوری اسلامی؛ بگویی امام خمینی؟!»
کارشناس قدیمی صدای آمریکا، افزود: «شما و آقای موسوی در برابر ملت و تاریخ ایران، نقش مهمی دارید و تاریخ جایگاه بسیار والایی به شما داده است[!]».
این جاسوس سازمان سیا، از موسوی و کروبی خواست تا مستقیما خواهان براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران شوند و ادامه داد: «آقای کروبی، یک حرکت دیگر! یک تکان دیگر! یک صدای دیگر! بخوان بخوان که صدایت صدای زندگی است و من تردید ندارم که تو می توانی!». (سایت خبری صراط نیوز – 11/12/89)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

کروبی و موسوی به عنوان دو متحد شورشی در آستانه گرامیداشت حماسه ۲۲ بهمن ۵۷ در پوشش درخواست صدور مجوز برای برگزاری راهپیمایی، به منظور نهادینه نمودن آموزه های "جین شارپ" فراخوان اغتشاش برای روز ۲۵ بهمن ماه را صادر نمودند.

                                        

مهدی کروبی که روزگاری خود را از پیشمرگان حضرت روح الله(ره) می دانست پس از گذشت ۳۲ سال از بهار انقلاب امروز با انحرافی آشکار در برابر انقلابی ایستادگی می کند که معمار کبیرش سالها پیش در نامه ای که برای حسینعلی منتظری نگاشته بود خطاب به ملت بزرگ ایران فرمود: "تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام"
اصرار کروبی بر مواضع ساختارشکنانه اش علیه نظام و صدور بیانیه های آلوده به کینه علیه آرمان های انقلاب اسلامی همه و همه به منظور گرم نگاه داشتن خاکستر فتنه ۸۸ صورت می گیرد. لذا اینک مدت هاست که خبر شنیدن حمایت مستکبرین عالم از عنصر استحاله شده ای چون مهدی کروبی برای ایرانیان تعجب آور نیست.

پايگاه ضدانقلابي وابسته به گروهك اتحاد جمهوري خواهان ، ماه ها پیش با انتشار  نامه ای محبت آمیز به موسوی، کروبی و رهنورد ضمن آرزوی سلامتی برای این سه نفر آورده است: «کروبي دلاور ما از اينكه شما و مهندس موسوي عزيز از خمینی ياد مي كنيد رنج برده ايم اما پيوسته اينگونه توجيه كرده ايم كه شرايط مبارزه در داخل ايران چنين اقتضائاتي دارد. ما خوشحاليم كه شما دلاور جنبش سبز، مرز و تابوي خط امام را شكستيد. پس چرا قدم آخر را برنمي داريد؟ آري مهدي كروبي دهه 60 ، نماينده امام در بنياد شهيد و كسي كه زندانهاي خصوصي داشت، رئيس مجلس سوم كه حتي اجازه سخن گفتن به نمايندگان مستقل را نمي داد و نماينده اي را تنها به خاطر اينكه سخنانش بوي انتقاد از امام مي داد از مجلس با وضعيتي تحقيرآميز بيرون مي كرد، ديگر مرده است. ما آن مهدي كروبي را دفن كرده ايم. آن مهدي كروبي كه همراه سيداحمد خميني و سيدحميد روحاني در لجن مال كردن منتظري از هيچ چيز دريغ نكرد، اكنون مرده است و تو را به خدا در زنده كردن او نكوشيد. كروبي دهه 60 مرده و ديگر براي ما وجود ندارد»

اين سايت وابسته به گروهك هاي سلطنت طلب و ماركسيست سابق (نظير فدائيان خلق و توده) ادامه داد: «كروبي عزيز، موسوي عزيز، تا كي مي خواهيد با اين تناقض زندگي كنيد؟ كجاي امروز شما به خميني و افكار و اعمال او شباهت دارد؟ آيا شما ولايت مطلقه را قبول داريد؟ بگوييد تا ما تكليف خودمان را بدانيم؟ آيا ماجراي سال 67 را تاييد مي كنيد؟ به خدا قسم كه تاييد نمي كنيد و اگر هم روزي از زبان شما بشنويم، باز هم قسم خواهيم خورد كه به توجيه پناه آورده ايد. منتظري را پدر معنوي جنبش سبز مي دانيد و او مخالف ولايت فقيه آقاي خميني بود. البته مي دانيم كه دوستان ما در ايران درگير مبارزه اي سخت با حاكميتي خشن هستند و لذا انتظار پاسخ به سؤالاتي كه مطرح كرديم، از داخل ايران نداريم. با آرزوي سلامتي براي شما دلاور عزيز و موسوي و خاتمي عزيز و خانم رهنورد.» (روزنامه کیهان، نهم مردادماه 1389) 

تمجید یک جاسوس از کروبی

مجید محمدی یکی از مهره های سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی -  موساد در مقاله اي ضمن مقايسه موسوي و كروبي می نویسد: «كروبي برخلاف موسوي، خود را در مقام يك رهبر اپوزيسيون مي بيند به همين لحاظ مرتباً ديدگاه هايش را علاوه بر سايت خود سحام نيوز، در مصاحبه با رسانه هاي خارجي در ميان مي گذارد و متهم كردن كروبي به عامل خارجي بودن نيز هيچ تاثيري در رفتار سياسي وي نداشته است»

وي تصریح کرد: «او [مهدی کروبی] نيازي نمي بيند تا شعارهاي مردم مثل نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران را به هم غزه، هم لبنان، جانم فداي ايران تغيير دهد تا به حاكميت بقبولاند او ضداسرائيلي است. او نيازي نمي بيند در مصاحبه با شبكه هاي تلويزيوني فارسي زبان خارج از كشور به مجري مؤدب و متين برنامه توهين كند، حضورش را در رسانه هاي خارجي با مواضع ضدامپرياليستي توجيه كند يا به اسرائيل بد و بيراه بگويد تا از سوي حاكميت به عنوان عامل اسرائيل يا آمريكا متهم نشود» (روزنامه کیهان، 22 تیرماه 1389)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

جریان نفاق، ماه ها قبل از آغاز دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حرکتی فتنه انگیزانه با تشکیل کمیته صیانت ازآراء، عدم اعتماد به نهادهاي قانوني برگزار کننده انتخابات و تاييد غير مستقيم احتمال وقوع تقلب را تدارک دیده و در میتینگ های انتخاباتی خویش اذهان عمومی را در راستای ايجاد تشنج در جامعه آماده کرده بودند.

پیروزی گفتمان عدالت در سوم تیر 84 و سلوک رفتاری پرچمدار این جریان، به گواه بسیاری از ناظران سیاسی یادآور رویکردهای کلی بنیانگذار انقلاب اسلامی بود و فصل نوینی از احیای ایدئولوژی سیاسی - اجتماعی امام خمینی(ره) را در سپهر سیاست ایران گشود اما اتصال به این منبع پر خیر و برکت دگربار، در مهمترین رویداد اواخر دهه 80  شمسی مورد توجه قرار گرفت. در این میان؛ یکی خود را نخست وزیر دوران امام(ره) معرفی کرد و دیگری نمایندگی ولی فقیه در برخی نهادهای حکومتی و ریاست قوه قانونگذاری کشور در حیات امام(ره) را به رخ می کشید غافل از اینکه پیر جماران پیوسته متذکر شده بود: ملاک حال فعلی افراد است.
ايجاد شبهه در سلامت انتخابات و اصرار بر ابطال انتخاباتي که در همان چارچوب برگزاري انتخابات در سالهاي پيش انجام گرفته بود و القاي اين شبهه که نظام به رأي مردم وقعي ننهاده و مسئولانه و قانونمند عمل نمي کند؛ در وهله اول خط بطلانی بر ادعای دروغین باور به مردمسالاری از سوی منادیان اندیشه لیبرال دموکراسی کشید و سپس، ولایتمداری عده ای را که پیش از این بر ضرورت تمکین از منویات ولی فقیه داد سخن می راندند، زیر سؤال برد.

پديده نفاق جديد در شرايطي بروز کرد كه هيچ‌كدام از عناصر شاخص اين جريان در حلقه‌هاي مختلف از مواضع انحرافي خود عدول نكرده و در مواضع قبلي پابرجا بودند اما براي جلب اعتماد عمومي با توجه به گفتمان حاكم بر فضاي سياسي كشور، شعار دفاع از امام و ارزش‌هاي انقلاب را سر دادند ولی از آنجا كه اين جريان همه سرمايه‌هاي مادي و آبروي سياسي خود را براي پيروزي به صحنه آورده بود هر نتيجه‌اي غير از فتح (به‌رغم تغيير شعار) به منزله پايان عمر سياسي آن بود بنابراين برنامه‌ريزي اساسي معطوف به آن شد كه در صورت شكست به جاي حذف از عرصه سياسي، نظام جمهوري اسلامي را قرباني هوس‌هاي شيطاني سردمداران كانون فتنه نمايند و به همين دليل است كه «تقلب در انتخابات» به رمز عملياتي تبديل شود.

بررسی رفتار شیخ مهدی کروبی پس از شکست در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، کاملاً نشان می دهد دفاع از آرمانهای امام(ره) در مقاطع مختلف از سوی شیخ ساده لوح اطلاحات تنها ابزاری برای جلب آرای ملت بود و نگاه منفعت طلبانه اش در عالم سیاست عاقبت منجر به این شد که به منظور دستیابی همه جانبه به قدرت، تلاش زایدالوصفی برای یارگیری از جریان زر و زور و تزویر به عمل آورد. این مسئله در گفتار و کردار همراهان سکولار کروبی نیز به طور آشکار تبلیغ می شد: «هر كسي كه مي‌خواهد به آقاي كروبي راي بدهد بايد بداند كه تنها به يك روحاني به اسم شيخ مهدي كروبي راي نمي‌دهد، بلكه به مثلثي راي مي‌دهد كه يك ضلع آن تكنوكرات‌ها هستند.» (احمد زیدآبادی در گفتگو با رادیو زمانه- 4/3/1388 )

«تمام فعالان سياسي كه روي حرف‌هاي خودشان ايستادند و در اصلاحات پايداري كردند و هزينه دادند و به زندان رفتند اين‌ها عموماً‌ الان ستاد آقاي كروبي متمركز شدند بنابراين راي به شخص آقاي كروبي به عنوان يك روحاني نيست بلكه به يك نوع ائتلاف است به يك مثلثي كه من فكر مي‌كنم مجموعه اين مي‌تواند اثرگذار باشد. » (احمد زیدآبادی در گفتگو با بی بی سی فارسی-5/3/1388 )                                       

امروز مردم هوشیار ایران اسلامی به فراست، تفاوت میان اعتقاد راستین به اندیشه های حضرت روح الله و وانمود کردن بدان را می دانند و پرسش های فراوانی از شیخ مهدی کروبی پیرامون نفاق و تظاهرش به همسویی با امام امت را مطالبه می کنند. در ادامه اینجانب از این پس خلاصه ای از مستندات موجود پیرامون سیر و سلوک رفتاری دبیرکل سابق مجمع روحانیون مبارز را منتشر نموده و ضمن بیان حقایقی از نیمه پنهان وی به روشنگری درباره رفتار های متناقض "شیخ اعتماد ملی" خواهم پرداخت.

سرفصل مستنداتی که به زودی در همین وبلاگ منتشر خواهد شد:

مواضع مربوط به سال های پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و دو دهه 60 و 70 
مواضع پیرامون ولایت مطلقه فقیه و مقام معظم رهبری   
مستنداتی از تناقضات سیاسی مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی در دهه 80
ادامه تناقضات رفتاری پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری
انحراف آشکار کروبی پس از شکست سنگین در انتخابات دهم ریاست جمهوری       
فراهم نمودن بستر اغتشاش در سالروز انتخابات 22 خرداد 88                                                        

کروبی و انتخابات دهم ریاست جمهوری               
تلاش برای گرم نگاه داشتن آتش فتنه      
ابراز تاسف از اعدام دو محارب            
تمجید رجوی و فرح از کروبی                               

حمایت آشکار دولت آمریکا از سران فتنه      
حمایت رژیم صهیونیستی از سران فتنه    
تجلیل سناتور آمریکایی از فتنه گران                                                                                        

نامه محبت آمیز یک گروهک ضدانقلاب به موسوی و کروبی                       
تمجید یک جاسوس از کروبی                               
تمجید گروهک غیرقانونی نهضت آزادی از سران فتنه     
حمایت نوری زاده از کروبی   
مهدی کروبی و یارگیری از حلقه سکولار                                                                                 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

آيت‌الله محمدتقي مصباح‌يزدي در همايش «شاخص‌هاي خط امام (ره)» كه در مجتمع ياوران حضرت مهدي (عج) قم برگزار شد در سخناني اظهار داشت: گاه اشتباهاتي عمدا و يا سهوا در تبيين شاخص‌هاي خط امام انجام مي‌گيرد كه حتي در زمان حيات خود ايشان هم انجام مي‌شد.

وي افزود: ويژگي سخنان حضرت امام (ره) سادگي، رسا بودن و قابليت درك براي همگان بود كه ‌برخي اين بيانات را تفسير به رأي مي‌كردند و گاه خود امام از اين موضوع اظهار نگراني مي‌كردند. 
البته وجود متشابهات در سخنان بزرگان و حتي آيات قرآن كريم براي ابتلاء و امتحان ديگران است، چرا كه بايد تفاوت ميان مومنان حقيقي و كج‌انديشان و فتنه‌جويان مشخص شود.

علامه مصباح یزدی خاطرنشان كرد: شيطان براي گمراه ساختن مردم، مسائل باطل و گمراه را با پوشش حق و حقيقت استتار مي‌كند و اين‌گونه برخي افرادي كه مغرض هستند، محكمات را رها كرده و با تفسير به رأي بينات و سخنان صريح بزرگان، به سوي گمراهي مي‌روند.
‌ایشان با بيان اينكه كساني كه از راه و خط امام به خطا رفته‌اند در يك رديف قرار نگرفته‌اند تصريح كرد: برخي از ابتدا با فكر و انديشه و حركت امام راحل (ره) موافق نبودند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي چون نمي‌توانستند در عمل مخالفت خود را نشان دهند، يا سكوت كرده و يا به انتقادهاي شديد و مسخره كردن جريان انقلاب و سران نظام روي آوردند.
وي در ادامه افزود: كساني هم پس از انقلاب فكر و انديشه امام را به عنوان يك حقيقت عيني واقع شده پذيرفتند، اما اين مسئله زياد حقيقت و عمق نداشت و همانند كساني بود كه پس از فتح مكه به پيامبر اكرم (ص) ايمان آوردند.
رئيس موسسه امام خميني (ره) قم گفت: اين افراد در فراز و نشيب‌هاي انقلاب و در دوران دفاع مقدس بر اثر سختي‌ها و گرفتاري‌ها اظهار پشيماني و بهانه‌جويي كردند و اظهار مي‌كردند كه بايد رفتار خود را با كشورهاي غربي و آمريكا تغيير دهيم.
وي با اشاره به تزلزل اين افراد در جريان انقلاب تصريح كرد: برخي در جريان انقلاب و در 30 سال گذشته يا دست از حمايت خود از نظام اسلامي و آرمان‌هاي امام برداشتند و يا با كفر و الحاد به جبهه استكبار پيوستند و به فكر براندازي نظام بودند.
(مشروح سخنان در قسمت ادامه مطلب است)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

دو هيئت فقهي و حقوقي كه از سوي رهبرمعظم انقلاب براي بررسي عميق و همه جانبه موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامي تعيين شده بودند، نظرنهايي خود را مبني بر مغايرت فقهي و حقوقي وقف اين دانشگاه به محضر معظم له تسليم كردند و حضرت آيت الله العظمي خامنه اي نتيجه اين بررسي دقيق و مستند فقهي و حقوقي را به عنوان نظر قطعي و نهايي درباره وقف اموال دانشگاه مزبور به آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس هيئت موسس دانشگاه آزاد اسلامي و آقاي احمدي نژاد رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي ابلاغ فرمودند.

متن نامه رهبرمعظم انقلاب كه از سوي دفتر ايشان براي آقايان هاشمي ر فسنجاني و احمدي نژاد ارسال شده به شرح زير است.

بسم الله الرحمن الرحيم

در پي مأموريت به دو هيئت فقهي و حقوقي براي بررسي عميق و همه جانبه درباره وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامي، مجموعه بحث ها و تدقيق در ادله مختلف به اين نتيجه قطعي منتهي شد كه وقف مزبور داراي اشكالات اساسي فقهي و حقوقي است از جمله، هم به لحاظ مشروعيت وقف مذكور و هم از جهت صلاحيت هيئت محترم موسس در انشاء اين وقف. همچنان كه مشكل اساسي تحقق قبول مقام ذيصلاح نيز مطرح است، بنابراين وقف مزبور از لحاظ فقهي و حقوقي صحيح نيست.

ضمناً با توجه به ماهيت غيرخصوصي و غيردولتي دانشگاه آزاد اسلامي، لازم است بندهاي 5 و 10 مصوبه جديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد اساسنامه آن دانشگاه مورد بررسي مجدد قرار گرفته و اصلاح شود.

مراتب به جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رياست محترم هيئت موسس و جناب آقاي احمدي نژاد رياست محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي ابلاغ شود.

سيدعلي خامنه اي
۸۹/۷/۱۸
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

 
وقف دانشگاه آزاد از ابتدا باطل و اشتباه بود

رییس قوه قضاییه که مسئول کارگروه حقوقی متصدی بررسی وقف دانشگاه آزاد نیز بود، ۷/۷/۸۹ در واکنش به اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی که گفته بود کسی که وقف دانشگاه آزاد را بر هم بزند، بالاتر از خداست، گفت: بنده براي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني احترام ويژه‌اي قائلم اما اگر فرد ديگري غير از ايشان مي‌گفت كه هر كسي وقف دانشگاه آزاد را باطل اعلام كند در مقابل حرف خدا ايستاده مي‌گفتم اين حرف، حرفي عوامانه است. ما قصد نداريم بگوييم وقف باطل است و جلوي حرف خدا بايستيم بلكه مي‌خواهيم بگوييم وقف دانشگاه آزاد از ابتدا عملي منبطل بوده است.

به گزارش خبرگزاری ها آیت الله آملی لاریجانی در حاشيه گردهمايي ائمه جمعه سراسر کشور در پاسخ به اين سوال كه آيا شما مي‌توانيد در مسئله وقف دانشگاه آزاد ورود يابيد يا خير،‌گفت: من به عنوان رييس قوه قضائيه ممكن است مسئوليت يابم ورود كنم. آن زماني كه قاضي دستور توقف اجراي مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مربوط به دانشگاه آزاد را داد، نظر من اين نبود البته من شخصي نبودم كه به قاضي اعمال نفوذ كنم زيرا قضات و دستگاه قضايي در صدور راي مستقل هستند؛ البته بايد به شيوه عادلانه عمل كنند. اگر برخلاف اين عمل مي‌كردند من اعمال ماده 18 مي‌كردم. مقام معظم رهبري به بنده موكول كرد كه نسبت به وقف دانشگاه آزاد بررسي فقهي و حقوقي كنم، بررسي كردم، نوشتم و ارسال كردم.

رييس دستگاه قضا خاطرنشان كرد: اما مي‌خواهم از رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام با همه‌ي احترامي كه براي او دارم و همه هم مي‌دانند گلايه كنم. اشتباه بزرگي كردند كه گفتند وقف دانشگاه آزاد را كسي نمي‌تواند بر هم بزند... اين حرف، عوامانه است مگر مي‌خواهيم وقف را ابطال كنيم. وقف خود منبطل بوده، اينكه اين سخن را در يك مجمع عمومي به اين صورت بيان كنند كه وقف دانشگاه آزاد ابطال كردني نيست ... واقعا پذيرفتني نيست و شايسته‌ي وي نبود. متاسفيم كه اينگونه قضاوت مي‌شود. حرف‌هاي ما فني و دقيق است و انشاءالله اگر لازم باشد مجموع مدارك را ارائه خواهيم كرد.

رئيس قوه قضاييه افزود: پس از آنكه از سوي رهبر انقلاب مؤظف شدم تا در مورد اين موضوع رسيدگي و بررسي انجام دهم كار كارشناسي خود را در مورد صحت اين وقف انجام دادم اما به اين نتيجه رسيدم كه اين وقف از ابتدا باطل بوده و نظر خود را نيز به صورت مكتوب در اختيار مقام معظم رهبري قرار دادم كه ايشان قطعاً با توجه به اين نظر، نظر خودشان را اعلام خواهند كرد.

آملي لاريجاني افزود: من به اين نتيجه رسيدم كه وقف باطل است و اين درست نبود كه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در مجمعي عمومي در مورد اين وقف به اين شكل اظهارنظر كند.

مشروح سخنان آیت الله آملی لاریجانی در جمع ائمه جمعه سراسر کشور  در قسمت ادامه مطلب می باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار عصر امروز صدها نفر از استادان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی با اشاره به اهمیت فراوان دانشگاه در عزت و اقتدار ایران، تأکید کردند: کشور نیازمند جهاد علمی در همه رشته ها و عرصه هاست و اینجانب با دقت و وسواس و دلواپسی این مسئله بسیار مهم را دنبال خواهم کرد.
ایشان با اشاره به موانع و معارضه های موجود برسر راه پیشرفت علمی کشور افزودند: در فرهنگ اسلامی، معنای جهاد در هر عرصه ای تلاش برای در هم شکستن موانع و معارضه هاست و از این نگاه اسلامی، کشور حقیقتاً نیازمند جهاد علمی است.

حوزه و دانشگاهها باید با شجاعت در میدان مناقشه فکری با لیبرال دمکراسی غربی حضور یابند

رهبر انقلاب اسلامی، انتقاد یکی از استادان درباره قدیمی بودن و تغییر نکردن سرفصلهای علوم انسانی را، ایرادی وارد دانستند و خاطرنشان کردند: این عیب، نشان دهنده نبود جرئت برای ورود به مناقشه فکری است که باید با لیبرال دمکراسی غربی وجود داشته باشد.

ایشان بیان پاسخ های مستدل اسلامی را درباره مسائل مطرح در علوم انسانی، روش صحیح مناقشه با علوم انسانی غربی دانستند و افزودند: استادان حوزه و دانشگاهها باید با شجاعت در این میدان حضور یابند و مسئولیت سنگین خود را در تدوین پاسخهای رهگشای اسلام ایفا کنند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به پیشنهاد یکی از استادان زن درباره ضرورت ارتباط بیشتر رهبری با جامعه زنان افزودند: جامعه زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهد و طبعاً با یک سازمان یا مجموعه قابل مقایسه نیست اما اساس این پیشنهاد صحیح است و باید ساز و کاری برای اطلاع از دیدگاههای زنان دانشمند فرزانه و تحصیلکرده کشور پیش بینی شود.

عده ای مدام در گوشه و کنار آیه یأس می خوانند

حضرت آیت الله خامنه ای، سخنان یکی دیگر از استادان دانشگاهها را درباره پیشرفتهای افتخارآمیز ایران در عرصه های پزشکی مورد اشاره قرار دادند و افزودند: پیشرفت در عرصه ها و علوم دیگر نیز کاملاً چشمگیر است اما عده ای مدام در گوشه و کنار آیه یأس می خوانند و برای ناامید کردن مردم و دانشجویان و دانشگاهیان تلاش می کنند.

ایشان، اینگونه افراد را موریانه های مخرب و ویرانگر خواندند و خاطرنشان کردند: طبعاً حرکت عظیم ملت ایران، مانند هر حرکت اجتماعی تاریخی با چالشهایی روبروست اما نهال انقلاب اسلامی امروز به شجره طیبه ای تبدیل شده و ایران، با طراوت تمام در حال رشد و پیشرفت است.

(مشروح بیانات معظم له در قسمت ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

 
 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

از فرمايشات حضرت امام خمينى (قدس الله نفسه الزكية) به نقل از آيت الله مسعودى خمينى:

"آقاى مصباح ذوشهادتين است".

مقام معظم رهبرى:

" بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ايشان به عنوان، يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت دارم. "

" اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، اين توفيق را نداد كه از شخصيت هايى مانند علامه طباطبائى و شهيد مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم­القدر، خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر كرده است. "

" من خدا را شكر و حمد مى­كنم كه نسل جوان ما در سراسر كشور به ايشان (آيت­الله مصباح يزدى) شديداً علاقمند و قدردان است. "

"به نظر من يكى از چيزهايى كه مى تواند خيلى كمك كند به اين قضيه، اين است كه از كتابهاى شهيد مطهرى، از معارفى كه امروز بزرگانى بحمدالله هستند; از قبيل آقاى مصباح و ديگران كه واقعاً مبانى فكرى اسلامى دست اين هاست; از اين ها استفاده كنند. حتى مى شود اين ها را ساده كرد. شما مى توانيد اين كار را بكنيد...".

در ديدار با جمعى از نونهالان و نوجوانان حافظ و قارى قرآن كريم5/4/80

 «مجموعه‌اى از متفكران، علما، و سابقه‌دارها در امر دين ...عقبه تئوريك نظام هستند و آن را تشكيل مى‌دهند. ... الان ما در حوزه قم علمايى داريم‌، بزرگانى داريم، صاحب‌نظرانى داريم، انديشه‌پردازان يا تئوريسين‌ها و ايدئولوگ‌هايى داريم،... ما شخصيت علمىِ فكرىِ روشنفكرىِ برجسته‌اى مثل آقاى مصباح يزدى را در قم داريم...»

از فرمايشات مقام معظم رهبرى (دام ظله العالي) در ديدار مسؤولان دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم 28/06/1384

علامه طباطبايى(قدس سره) (به نقل از حجة الاسلام آقاى شيخ اصغرمرواريد):

"آقاى مصباح از بين شاگردان من مثل انجير مى ماند كه هيچ چيز آن دور ريخته نمى شود".

شهيد آيت الله بهشتى:

دوست عزيز و دانشمند محترم ... خيلي زودتر از اين مي خواستم براي شما نامه بنويسم ولى در پى ساعت دنجى بودم كه بتوانم با آقاى مصباح كه « مصباح دوستان »‌است با فكرى فارغ گفتگو كنم و از اينگونه ساعت ها كم بهره برده‌ام.

ياران امام به روايت اسناد ساواك ج2 ص 422

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  | 

ريشه همه مشكلات فرهنگي عدم اعتقاد راسخ برخي مسئولان به ارزش‌هاي اسلامي است

عضو مجلس خبرگان رهبري ريشه همه مشکلات فرهنگي را عدم اعتقاد راسخ و محکم برخي مسئولان به دين و ارزش‌هاي اسلامي دانست و خاطر نشان کرد: گاهي اسلام به گونه‌اي معرفي مي‌شود که مردم خوش‌شان بيايد در حالي‌که جايگاه اسلام تضعيف مي‌شود.

بر اساس این گزارش، رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در ديدار با هيئت رئيسه دانشگاه تربيت مدرس با تأکيد براينکه بينش اسلامي، عقلاني‌ترين بينش‌هاست،خاطرنشان کرد: مهم‌ترين بعد شخصيتي انسان وابسته به عقايد و ارزش‌هايش است که اگر اين بعد از انسان گرفته شود، به سختي مي‌شود يک تفاوت جوهري بين انسان و ساير حيوان‌ها قايل شد. علامه مصباح یزدی در ادامه گفت: متأسفانه وقتي به سير فعاليت هاي فرهنگي به معناي خاص آن يعني اعتقادات و ارزش ها بنگريم مي بينيم يک سير نزولي طي شده است، يعني از زمان تأسيس ستاد انقلاب فرهنگي تا زمان فتنه اخير يک منحني نزولي در زمينه فرهنگي ترسيم مي شود، هر چند اخيرا خداوند به کساني توفيق داد تا اندکي توانستند اين منحني را به طرف صعود تغيير جهت دهند، اما ما هنوز به نقطه آغاز انقلاب هم نرسيده‌ايم.

وي با اشاره به تأکيدات امام(ره) در زمينه مسائل فرهنگي ، نياز به تحول فرهنگي را ضروري خواند و ادامه داد: نمي توان توقع داشت اين تحول به سرعت صورت گيرد بلکه بايد به صورت تدريجي و با برنامه ريزي مناسب حاصل شود و مدت زمان ايجاد تحول نيز متناسب با برنامه‌ريزي صحيح همراه با درک واقعيت‌هاي جامعه و شناخت راهکارهاي موجود براي تحول خواهد بود.

وي با اشاره به اينکه سير حرکت انقلابي جامعه ما نزولي شده است، ادامه داد: بايد يک جهش و به يک معنا انقلابي فرهنگي ايجاد شود، چرا که انقلاب ما در اصل يک انقلاب فرهنگي بود اما نه تنها در زمينه فرهنگ صحيح اسلامي فعاليتي صورت نگرفت، بلکه نيروهاي انقلابي نيز در اين زمينه تنزل کرده‌اند.

آيت‌الله مصباح يزدي ريشه همه مشکلات فرهنگي را عدم اعتقاد راسخ و محکم مسئولان به دين و ارزش هاي اسلامي دانست و خاطر نشان کرد: گاهي نامي از ولايت فقيه برده مي شود، ولي محتواي آن درک نشده و گاهي اسلام به گونه‌اي معرفي مي‌شود که مردم خوش‌شان بيايد در حالي‌که جايگاه اسلام تضعيف مي‌شود.

عضو مجلس خبرگان رهبري با هشدار نسبت به روند فعلي فعاليت‌هاي فرهنگي کشور و مسؤولان آن اظهار داشت: بعيد نيست در آينده فتنه‌اي شديد‌تر توسط افرادي صورت گيرد که امروز آنها را به عنوان نيروهاي ارزشي مي‌شناسيم همانگونه که در فتنه اخير کساني که قبلاً نخست وزير، رئيس جمهور و رئيس مجلس نظام بودند، حضور داشتند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) قم با اشاره به اينکه امروز هر چه داريم از برکت خون شهداست و نسبت به آنها مديون هستيم، ادامه داد: نبايد از کمبود امکانات واهمه داشت، مگر در زمان سابق کمبود امکانات نبود؟ بايد با احساس مسئوليت در اين راه بکوشيم و از اين فرصت که دولتي بر سرکار است که آثارگرايش به معنويت و دين در آن بيشتر است، استفاده کنيم.

آيت الله مصباح يزدي در پايان گفت: نبايد همواره از دولت توقع داشته باشيم بلکه بايد خودمان شروع کنيم و چه بسا با روشن شدن آثار آن دولت هم حمايت کند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت   توسط آرش پاک اندیش  |